پژوهشكده تحقيقات اسلامى
70
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
همچنين سر باز زدن بنى هاشم و عدّهاى از صحابه بزرگ پيامبر ( ص ) چون « سلمان » ، « مقداد » ، « ابوذر » و « عمّار » ، از بيعت و اطاعت خليفه ، بدين جهت بود كه شيوهاى كه سقيفهنشينان از آن براى تعيين خليفه بهره گرفتند براى آنها مُنكَر و ناشناخته بود . و با انديشه توحيدى سازگارى نداشت . به عبارت ديگر ، مخالفان جريان سقيفه مسئله جانشينى على ( ع ) را كه از جانب خدا و رسولش مشخص شده بود امرى قطعى تلقّى مىكردند ؛ و مراجعه به آراء عمومى و جلب موافقت افراد از طريق نيرنگ ، تهديد و تطميع را امرى ناپسند و غير اسلامى مىدانستند . « 1 » بنابراين ، نخستين انحراف سياسى با گزينش فردى كه شايستگىهاى لازم را براى اداره جامعه اسلامى نداشت به صورت غير شرعى انجام گرفت ؛ و مهجوريت اهل بيت پيامبر ( ص ) ، در رأس آنها على بن ابى طالب ( ع ) رقم خورد . اميرالمؤمنين ( ع ) آن قهرمان ميدانهاى نبرد كه گردنكشان عرب را در هم شكسته بود اين بار دست به شمشير نبرد و سكوت تلخ را بر جنگ با غاصبان ترجيح داد . زيرا در آن شرايط جنگ را به صلاح اسلام و مسلمانان نمىديد . و يكى از دلايل حقانيت على ( ع ) و خالص بودن اعمال او براى خدا از همين جا آشكار مىگردد كه صبر جانسوز را بر نبرد با غاصبان خلافت ترجيح مىدهد . او بنده حق است نه بنده هوى و هوس و شمشير در راه حق مىزند :
--> ( 1 ) - برخى گفتهاند مسئله بيعت براى خلافت امرى شناخته شده در بين مسلمانان بود چنان كه مردم مكّه در سال سيزدهم بعثت و تعدادى از مسلمانان در بيعت رضوان با پيامبر ( ص ) بيعت كردند . امّا اين ادّعا نادرست است زيرا اوّلًا چنان كه در بخش قبل گفته شد پيامبر ( ص ) ولايت و حق حاكميت را از جانب خداى متعال داشت . ثانياً بر كسانى كه اندكى با تاريخ اسلام آشنايى دارند روشن است كه بيعت نمايندگان مردم يثرب با پيامبر ( ص ) در سال سيزدهم بعثت براى ابراز پشتيبانى از رسول خدا ( ص ) در مقابل تهديدهاى مشركان مكّه بوده است و به هيچ وجه دلالتى بر انتخاب پيامبر ( ص ) به زعامت و رهبرى سياسى ندارد . ( ر . ك . تاريخ الامم والملوك ، طبرى ، ج 2 ، ص 263 ) . همچنين دربارهء بيعت رضوان كه در سال ششم هجرت صورت گرفته ، بايد گفت اولًا ، اين بيعت چندين سال پس از استقرار ولايت سياسى پيامبر ( ص ) در مدينه صورت پذيرفته است ، و نمىتوان براى اثبات اين ادّعا كه ولايت و حكومت ايشان برخواست و پذيرش مردم مبتنى بوده است ، به آن توسل جست ؛ ثانياً ، مفاد اين بيعت نيز اعلام آمادگى براى جنگ با مشركان است و هيچ ارتباطى به مسئله رأىگيرى و انتخاب رهبر سياسى ندارد .